دمبل
دمبل[1]
یا دنبل [2]
یکی از روییدنی های بهاره و بومی کوهپایه های زاگرس – به ویژه زاگرس جنوبی و کهن
دیار پارس از شمال: آباده و ایزدخواست تا جنوب: لارستان بزرگ و از کرانه های غربی
کازرون و نورآباد تا مشرق: نیریز و پساک و دارابگرد است؛ که در سرتاسر این گستره ی
جغرافیایی تا استانهای همسایه ای چون کهکیلویه و بویر احمد می روید. دمبل گیاهی
است با شکل گردی نامنظم و سیب زمینی گونه و اندازه ای از یک تربچه ی کوچک تا یک
پرتقال بزرگ و رنگ آن هم به رنگ خاکی و خاکی رو به تیره است.این گیاه از خانواده ی
قارچ ها است و نام کتابی آن « دنبلان»[3]
یا « دنبلان کوهی» است.

یک دمبل در عمق 10-5 سانتی متری خاک
دمبل را در باغ گیاه شناسی علی آباد کمین می
بایست در زیرگروه گیاهان و رستنی های بهاره ی کوهی طبقه بندی کرد. زمان رویش دنبل،
دهه ی آخراسفند تا نیمه ی فروردین ماه و برخی سال ها تا اردیبهشت ماه است.به باور
مردمان علی آباد هرگاه در پاییز، باران زیادی ببارد، در آن سال دنبل زیادی می
روید.
یکی از سرگرمی های مردم در نوروز رفتن به
کوهپایه های اطراف علی آباد و برداشت دنبل است. البته ناگفته نماند که برخی به
سودای کسب درآمد و صرفه ی اقتصادی به این کار می پردازند و راه گذران زندگی برخی
در نوروز از برداشت گیاهان بهاره ای چون دنبل است؛ که با توجه به قیمت مناسب آن،
بسیاری تشویق می شوند که به این کار بپردازند.
برخی اصطلاحات مربوط به دنبل:
1- زُب[4]: بارز
ترین نشانه ی وجود دمبل؛ تَرَک و برآمدگی سطح زمین که مردم از طریق آن و کوبیدن با
سرانگشت و گوش دادن به صدای دومب دومب آن، دنبل را پیدا می کنند و با ابزاری نوک
تیز – همچون تیشه، پیچ گوشتی، نوک داس و ... -
که بتوان زمین را کند، خاک های اطراف دنبل را کنار می زنند و دنبل را از
عمق 10-5 سانتی متری خاک به بیرون می آورند.

کوبیدن با ضربه ی سرانگشت اهمیت زیادی دارد؛ چرا
که صدای دومب دومبی که در زیر انگشت شنیده می شود، نشانه ای است بر این که سطح زیر
تَرک برآمده است و زُب، ناشی از فشار سم گوسفند یا عابری پیاده نیست که از آن جا
گذشته باشد. پس به قول معروف، هر گردی، گردو نیست و نباید به هر برآمدگی همراه با
شکاف و ترک اطمینان کرد و پنداشت که دنبل است.
2- علف دمبلی[5]:
نوعی علف چمن مانند است که به باور مردم، هرجا که این علف بروید، نشانه ی آن است
که در آن جا دمبل یافت می شود.
3- تس گرگو/ تس گرگی[6]:
دمبل غیر خوراکی را مردم علی آباد، تس گرگو، تس گرگی یا چُس گرگو می گویند. وجه
تسمیه ی آن برای من نامعلوم است؛ اما این ترکیب از سه جزء « تُس» یا « چُس» تشکیل
شده به معنای « باد معده » و گرگ، به اضافه ی پسوند « و »[7]
که پسوند تشبیه است و در مجموع به معنای « همچون باد معده ی گرگ » معنا می دهد.

اندازه و رنگ این نوع دمبل، همچون پشکل گوسفند کوچک
و تیره است. دمبل تس گرگو بسیار فریبنده است؛ یعنی برآمدگی زمین و صدای دومب دومبی
شبیه به دنبل خوراکی دارد؛ اما وقتی زمین را می شکافی و خاک ها را به کناری می
زنی، متوجه می شوی که چه کلاهی بر سرت رفته است.
در هر گودال ممکن است یک عدد دنبل تس گرگی یا
چندین دنبل وجود داشته باشد؛ بر خلاف دنبل خوراکی که در هر گودال، فقط یک عدد دمبل
وجود دارد.
مردم در زمینه ی یافتن دمبل، بسیار به شانس و
بخت باور دارند و معتقدند که برخی در یافتن دمبل همیشه بخت یارشان است و برخی دیگر
نه.
روزگارتان هماره بهاری!
[1] Dambalبرای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به :
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D8%B1%DA%86_%D8%AF%D9%86%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%86
[6] Tos – gorg – ū / tos – gorg - ē