گند قلاقوک

گند قلاقوک[1]
گل سنبل که در باغ های علی آباد و در فصل پاییز تا اسفند و فروردین می روید و از طریق پیاز تکثیر می شود.این کلمه ترکیب یافته از «گند[2]» به معنای «آلت مذکر»[3] و قلاق[4]، به معنای «کلاغ» و پسوند «ak» که در گویش علی آبادی به «ūk» تغییر شکل یافته و پسوند تشبیه است. در مجموع یعنی گلی که شبیه آلت کلاغ است.
فصل پاییز، وقتی مردم برای چیدن سبزی معطر «سیرموک»[5] به باغ می رفتند، به دلیل همزمانی رشد «گندقلاقوک» و سیرموک و آمیختگی آنها با هم، می باسیت بسیار مراقب می بودی تا ساقه ی گند قلاقوک که سبز رنگ و شبیه سیرموک بود را نچینی؛ چرا که بسیار تلخ مزه است و اگر در نهایت به همراه سیرموک خرد شود و در غذا ریخته شود، تلخی نامطبوعی به لقمه ی غذا ی شما می بخشد.
[1] gond – e – qalāq - ūk
[2] gond
[3] این واژه ی محلی، در زبان فارسی میانه ( پارسیک: پهلوی ساسانی) سابقه داشته و از آن زمان به یادگار مانده است. بسیاری واژگان دیگر را می توان در گویش علی آبادی یافت که دارای چنین پیشینه ای کهن هستند. صفت « گُنده» در گویش تهرانی به معنای « بزرگ » نیز از همین واژه گرفته شده است.
[4] qalāq
[5] Sērmūk: تره ی باغی
علی آباد کمین، آبادی ای است از قصبات شهرستان پاسارگاد در دامنه ی زاگرس جنوبی؛ با آب و هوایی سرد در زمستان ها و نیمه گرم در تابستان در استانی که قدیما آن را پارس می گفتند و امروزی ها «فارس» می گویند.با کوچه باغ هایی به وسعت رویا و مردمانی خونگرم .