دانشگاه جامع علمی - کاربردی: پردیس علی آباد کمین

نمایی از میدان و ساختمان اداری - آموزشی مرکز آموزش کشاورزی ( لوح یادمان انجمن دوستی ایران و آلمان به دو زبان فارسی و آلمانی  در گوشه ی سمت راست و پایین میدان ( تخته سنگ سفید ) پیداست.

مرکز آموزش کشاورزی علی آباد کمین، در اواخر دهه ی سی و اوایل دهه ی چهل خورشیدی، با همت وزارت کشاورزی و در قالب همکاری انجمن دوستی ایران و آلمان (جمهوری فدرال آلمان:  آلمان غربی ) در چندین هکتار از زمین های مرغوب کشاورزی - که توسط مردم فرهنگ دوست علی آباد کمین اهدا شد - بنیان نهاده شد و چند سالی است که این مرکز، با ارایه ی آموزش های علمی - کاربردی، به « مرکز آموزش علمی - کاربردی: پردیس علی آباد کمین، تغییر نام و روش داده است.

این مرکز یکی از کهن ترین مراکز آموزشی در زمینه ی تربیت متخصص و نیروی کار ماهر کشاورزی در

 ایران است. برای کسب آگاهی بیشتر، لطفا به آدرس های زیر مراجعه بفرمایید

تارنمای مرکز آموزش کشاورزی: پردیس علی آباد کمین:

http://fars.itvhe.ac.ir/HomePage.aspx?TabID=6699&site=fars.itvhe.ac&lang=fa-IR

اطلاعات کلی درباره ی پردیس علی آباد کمین:

http://fars.itvhe.ac.ir/_fars/Documents/75d0b582-5ef8-456c-be95-2eeccbafaa88.pdf


باغ و خزان

شد خزان گلشن آشنایی...


آیین سوگواری محرم و صفر

 

عزاداری محرم و صفر:

 چند روز پیش از آغاز ماه محرم(حدودا پنج روز)، غروبها بچه ها داخل کوچه های قلعه ی قدیم علی آباد جمع می شدند و « حسین وای» « حسن وای» می گفتند و سینه می زدند و داخل کوچه ها می گشتند؛ اما بزرگسالان در این مراسم مشارکتی نداشتند و از اول محرم، سر شب ها در قله[1] گرد می آمدند و آتش برپا می کردند و شمع بر می افروختند.

لباس عزادران:

        پوشیدن لباس مشکی در علی آباد قدیم رسم نبود. فقط زنان دستمال کلاغی را که در حالت عادی به صورت دستار به دور سر می پیچیدند، در عزاداری ماه محرم باز می کردند و به صورت چارقد بر سر می کردند و با یک سوزن قلفی[2] آن را در زیر گلوی شان محکم می کردند.

نوحه خوان های علی آباد: نوحه خوان های مشهور علی آباد عبارت بودند از : مشهدی علی قاسم غلامی[3]، مشهدی کاظم نعمتی[4]، مشهدی علی بابا مختاری[5]، ملا مصطفی نوذری، اسماعیل اکبر[6].

نمونه ای از نوحه ی اسماعیل اکبر بدین شکل بود:

ای عرب! اشتر بخوابان یک دمی آهسته باش

تا غم دل یک به یک از برایت می شمارم

من غریبم ای عرب! من غریبم ای عرب! 

 اول محرم که می شد، خدا بیامرز مش کاظم نعمتی ( پدر حاج علی نعمتی)، لباس شال و کلاه قدیم بر تن می کرد و به پای تیت[7] های در قلعه می رفت و شروع به «چوشی کردن»[8] می کرد و مردمان با شنیدن آوای چوشی مش کاظم، برای عزاداری گرداگرد او می آمدند.

       در ماه های محرم، عزاداری شباهنگام برگزار می شد. عزاداری از شب اول محرم آغاز می شد. خبری از زنجیر و طبل و سنج و ... نبود. نوحه خوان وسط می ایستاد و مردمان گرداگردش حلقه می زدند و با نوای نوحه خوانی او سینه می زدند. مردها چفت[9] یقه[10] ی پیراهن را باز می کردند و سینه می زدند. پیراهن ها یک دکمه بیشتر نداشت که روی کول[11] زده می شد. دکمه را که باز می کردند، سینه نمایان می شد و با یک دست و گاهی با دو دست بر سینه شان - که لخت بود می زدندو گاهی افرادی چون: مش احمد عرب، خدابیامرز مش صمد ارسنجونی ( نعمتی) و برادرش مش ابول ارسنجونی (نعمتی) چنان محکم سینه می زدند که سینه شان کبود و خون آلود می شد.

گاهی هم که شور حسینی عزاداران را فرا می گرفت و به قول مردمان قدیم علی آباد« خون حسین به جوش می آمد »، مردم جوش می کردند و شال کمر همدیگر را می گرفتند و حسن وای! حسین وای! یا «حسن حسین »می گفتند و این حالت شور و جذبه، گاه تا یک ساعت هم به درازا می کشید.

      تا شب تاسوعا عزاداری در محل برگزار می شد و تاسوعا و عاشورا که فرا می رسید، مردمان علی آباد سینه زنان و عزاداران با پای برهنه  و از راه کوچه باغ ها[12] - به سوی سعادت آباد و شاز حسین[13] حرکت می کردند و در این محل به عزاداران سعادت آباد می پیوستند و  عزاداران اکبرآباد[14] هم به این دو محله اضافه می شدند. علم علی آباد که به علم سعادت آباد می رسید، در مقابل هم تعظیم می کردند؛ یعنی هر دو علم دار، علم ها را تا نزدیک زمین پایین می آوردند و دوباره به بالا می بردند.عزاداری در امامزاده با حضور عزاداران این سه محله تا ظهر ادامه می یافت و پس از آن تعطیل می شد.

       عزاداری که پایان می یافت، عزاداران علی آباد از راه بالی باغ[15] به سوی علی آباد روانه می شدند و وقتی به قنات می رسیدند، آنجا علم ها را می چرخاندند و صلوات می فرستادند و با آب قنات وضو می گرفتند.

      اربعین و بیست و هشتم صفر نیز عزاداری به شیوه ای که یاد شده برگزار می شد؛ با این تفاوت که در این دو روز، عزاداران همانند تاسوعا و عاشورا به سعادت آباد و امامزاده حسین نمی رفتند و در محله ی خود عزاداری می کردند.

نذورات:

 برخی اهالی - همچون خدا بیامرزان فرج انقلابی و احمد قلی کریمی (مش قلی) -، سقا می شدند و روزهای تاسوعا و عاشورا با پای برهنه مشکی به دست می گرفتند و به سینه زنان عزادار آب می دادند.

1- شربت عسل: شربتی که از راه آمیختن آب و عسل درست می شد و به سینه زن[16] می نوشاندند.

2- پخت برنج به صورت دم پخت با عدس و سبزی و پذیرایی از سینه زن.

3- پخت برنج نذری به صورت پلویی با خورشت قیمه؛ که برای خوشمزه تر کردن خورشت، به لپه ها سیب ترش خشک و زرد آلو خشک می ریختند و از سینه زن پذیرایی می کردند.

برخی مردمان برنج را درون لب تخت[17] مسی می ریختند و به خانه ی همسایه و اقوام می دادند و برخی نیز مردم را به خانه ی خود دعوت می کردند و در آنجا از آنها پذیرایی می کردند. پیش از خوردن ناهار و یا شام، یک نفر از میزبانان با یک حوله و آفتابه لگن در میان میهمانان می چرخید و آب می ریخت تا دستشان را بشویند و دستشان را خشک کنند. پس از آن یک مجمع[18] بزرگ برنج می آوردند و روی آن خورشت و گوشت گذاشته بودند و هر مجمع مخصوص پذیرایی هفت تا هشت نفر بود و میهمانان همگی  با دست مشغول به خوردن می شدند. در پایان دوباره فردی آفتابه لگن و حوله به دست به میان میهمانان می آمد تا دستشان را بشویند و خشک کنند.

4- کشتن گوسفند جلوی علم سینه زنان در روز عاشورا و تاسوعا؛ که گوشت این گوسفندهای قربانی را برای سفره ی عاشورا استفاده می کردند و یا اینکه بین همسایگان و خویشان تقسیم می کردند.

ابزار و وسایل عزاداری:

1- علم: در علی آباد به علم، علم رختی[19] می گفتند؛  که عبارت بود از یک چوب بلند به بلندای 5-4 متر که بالای آن با تخته، یک فضای مربع شکل درست می کردند. برخی مردمان برای عزاداری به جای سینه زدن، علم بر می افراشتند. برخی خانه ها یک علم داشت. مهم ترین ویژگی علم رختی، تزیین آن بود. کسی که علم داشت از خانواده و آشنایان و خویشان برای تزیین علم، رخت[20]  لباس و پارچه جمع می کردند و هرکس به نشانه مشارکت در عزاداری، تکه لباسی یا پارچه ای می داد و پس از پایان یافتن عزاداری ها، لباس ها را باز می کردند و به صاحبان شان بازمی گرداندند. قسمت بالای علم یا همان فضای مربعی شکل را نیز با پارچه ای سبز یا سیاه می پوشاندند و با آویختن انار، نارنج، پیاز و آینه تزیین می کردند.. علم بسیار سنگین می شد و هر کسی توان بلند کردن آن را نداشت.

   علم داران علی آباد به گفته ی حاج مهدی بهروزی عبارت بودند از : مشهدی حیدر حیدر نژاد و مشهدی عسکر و علم داران سعادت آباد نیز به گفته ی کربلایی محمد کریمی تبار و حاج علی آقا کریمی زاده عبارت بودند از : کربلایی جلیل جلیل پور و مشهدی غلامحسین کرمی.

مراسم بستن علم: از کل محل پارچه جمع می کردند و علم را می بستند. آن گاه علم را به همراه سینه زن بر می داشتند و به خانه ی کدخدا می رفتند و در آنجا عزاداری می کردند و کدخدا به سینه زن چای و شربت می داد و به صاحب علم هم مبلغی پول - به عنوان هدیه - داخل پاکت می گذاشت و می داد. پس از آن سینه زن و علم دار به سوی میدان محل حرکت می کردند تا عزاداری کنند.

     چوب علم سنگین بود و در حدود پنجاه کیلو وزن داشت. بلند کردن علم کار هر کسی نبود و افراد تنومند می توانستند علم را بلند کنند و بگردانند. چند نفر علم گردان هم به نوبت، علم را می چرخاندند  و باید مواظب می بودند که علم به زمین نخورد. اگر علم به زمین می خورد آن را نا میمون می دانستند و برای رفع قضا و بلا می بایست گوسفندی خیر کنند[21].

2- نعش امام حسین یا علی اکبر: به وسیله ی چند تکه تخته و مقداری پارچه نعشی درست می کردند و پایین این نعش برساخته نیز کفشی می گذاشتند و چند تیر هم در تن نعش برساخته فرومی کردند و چهارتن این نعش را به همراه سینه زن بر روی دوش به صورت نمادین می گرداندند و تشییع می کردند.

      این آیین در علی آباد مرسوم نبود و از زمانی که حسین مسگر که سیّدانی[22] بود به علی آباد آمد، این آیین را مرسوم کرد.

3- حجله ی قاسم: حجله ی قاسم، فضایی مکعب شکل بود که با چوب و تخته می ساختند و درون و بیرونش را با پارچه های رنگارنگ به نشانه حجله ی حضرت قاسم، داماد ناکام کربلا تزیین می کردند. سقف این حجله را نیز با نبات و انار و انجیر و خرمای نارس می آراستند.

این آیین نیز در علی آباد مرسوم نبود و به گفته ی منبع روایت این بخش، حاج مهدی بهروزی[23]، وقتی که در سال های 1331-1330 به زیارت کربلا می رود، در آنجا چنین آیینی را می بیند و در بازگشت آن را در علی آباد مرسوم می کند.

4- کُتَل کردن[24] اسب: آیینی بود بدین صورت که اسبی را سیاه پوش می کردند و همراه با سینه زن حرکت می دادند.

5- کتل کردن شتر: چند شتر را می آوردند و زنجیر می کردند و کودکان را بر آن سوار می کردند و به حرکت در می آوردند. البته این رسم ، همیشگی نبود و وابسته به حضور عشایر در اطراف علی آباد بود؛ چون فقط عشایر شتر داشتند .

      زنان نیز با درجه مشارکت کمتری در عزاداری ها شرکت می کردند. تا پیش از تاسوعا و عاشورا، زنان نیز با روبنده گرداگرد سینه زنان می نشستند و گریه می کردند. روزهایی چون تاسوعا و عاشورا، اربعین و بیست و هشت صفر نیز به دنبال سینه زنان راهی سعادت آباد و امامزاده حسین می شدند.



[1] Dar – e – qale در قلعه، در ورودی قلعه، روبروی در ورودی قلعه ی علی آباد. هم اکنون نیز محله ای به همین نام در علی آباد وجود دارد که روبروی قلعه ی قدیم علی آباد بوده و اکنون جزء بافت فرسوده و قدیمی است.

[2] Sūzan – qolf – ē سنجاق قفلی

[3] پدر مشهدی حسین غلامی و پدربزرگ احمدرضا غلامی

[4] پدر علی نعمتی و خدا  بیامرز عباس نعمتی

[5] پدر خدابیامرز مش عوض مختاری

[6] اسماعیل، پسر اکبر. شیوه ی نسبت دادن در علی آباد قدیم بدین صورت بوده که اسم فرزند را به اسم پدر و مادر به صورت «اضافه ی بنوّت» اضافه می کرده اند.

[7] Tēt:دو توت روبروی دروازه ی قلعه ی قدیم علی آباد

[8] Čowš-ēچاووشی، نغمه هایی با مضمون مذهبی و ویژه ی ماه محرم. کارکرد اصلی چوشی آگاهی دادن به مردم است که ماه محرم و عزاداری فرارسیده است. چوشی کاربرهای دیگری نیز داشت؛ از جمله پیش از اعزام زوار اماکن مذهبی مشهد الرضا، کربلا و عتبات عالیات، مکه و مدینه و حرم حضرت زینب و ... . در این گونه مواقع نیز چوشی خوان علی آباد شروع به خواندن چوشی می کرد و مردمان برای بدرقه ی آنها می رفتند. همچنین به هنگام بازگشت زوار یاد شده دوباره مردمان با شنیدن صدای چوشی خوانی متوجه زمان بازگشت زوار می شدند و به استقبال آنها می رفتند. در کل چوشی همانند اذان به نوعی رسانه ای آگاهی بخش بود.

[9] čoftدکمه

[10] yaqqeیخه

[11] Kūlشانه، کتف

[12] قدیم ها، راه ارتباطی علی آباد – سعادت آباد، از طریق کوچه باغ ها بوده است. این دو محل، اکنون از راه یک بلوار به هم پیوسته اند و کوچه باغ ها به عنوان راهی فرعی به حساب می آید.

[13] Šāāzoseynشاز حسین، شاهزاده حسین، امامزاده حسین، محلی زیارتی در سعادت آباد

[14] اکبرآباد کمین، روستایی در 5 کیلومتری شمال غربی سعادت آباد

[15] Bāle – y – bāqمحدوده ی بالا دست باغستان های علی آباد که رشته قنات علی آباد نیز از همین محدوده به سمت علی آباد جاری شده است.بالای باغ

[16]را در علی آباد به نام عمومی سینه زن می خواندند؛ چون در گذشته های دور، شیوه انحصاری عزاداری، سینه زنی بود و از زنجیر زنی خبری نبود و این شیوه ی عزاداری متاخر است. عزاداران امام حسین(ع)

[17] Lab – taxt بشقاب

[18] Majma’aسینی بزرگ

[19] Alam – e – raxt - ē

[20] Raxt: مطلق پارچه و عمدتا پارچه های رنگارنگ

[21] Xeyr – kard-an قربانی کردن

[22] Seyyed –ānروستایی از توابع شهرستان مرودشت که اکنون به شهر تغییر وضعیت یافته و مرکز بخش است.

[23] نود و شش ساله و از بزرگ خاندانان کنونی (سال 1391) خاندان بهروزی علی آباد

[24] Kotal – kard - an