چالی
چالی: فصل خزان که می رسید، پس از برداشت محصول انگور و انار، رزبانان پیر، انار بُنان و رزبُنان را به دست بی شفقت باد خزانی می سپردند و به خانه های گرم و پر شور خود باز می گشتند. گوسفند داران یا به لهجه ی علی آبادی « جلّابان» گوسفندان خود را برای تغذیه از برگ های خزانی به باغ ها می بردند. از آنسوی، فصل خزان، موسم برداشت چغندر قند نیز هست. این گوسفند داران روش جالبی را برای پخت چغندر و آماده سازی خوراکی خوشمزه به کار می بردند.
پسین که می شد، پیش از بازگشت به خانه، مقدار زیادی چوب را بر روی هم می چیدند. سپس گرداگرد این چوب ها را کلوخ هایی بر روی هم می چیدند تا در پایان استوانه ای به ارتفاع نیم متر تا 75 سانتی متر درست شود. سپس چوب ها را آتش می زدند و منتظر می شدند تا آتش خرگ بیفتد. پس از خرگ افتیدن چنان دمای استوانه ی کلوخی بالا می رفت که کلوخ ها سرخ رنگ می شد.چغندرها را بر روی خرگ ها می انداختند و استوانه کلوخی سرخ شده را بر روی چغندرها فرو می ریختند و کلوخ های گداخته را با چوب می کوبیدند تا له شود و به خانه می رفتند. در تمام طول شب، به کمک گرمای خرگ ها وکلوخ های گداخته، نرم نرمک چغندرها تا صبح فردا می پخت و گوسفند داران، فردا صبح که با گوسفندان خود به باغ باز می گشتند، چغندر پخته، صبحانه ای خوشمزه و پر انرژی برای خوردن داشتند.
منبع: پرسش شفاهی از پدرم حاج غلام هاشمی، هشتاد و یک ساله
علی آباد کمین، آبادی ای است از قصبات شهرستان پاسارگاد در دامنه ی زاگرس جنوبی؛ با آب و هوایی سرد در زمستان ها و نیمه گرم در تابستان در استانی که قدیما آن را پارس می گفتند و امروزی ها «فارس» می گویند.با کوچه باغ هایی به وسعت رویا و مردمانی خونگرم .