چالی

چالی: فصل خزان که می رسید، پس از برداشت محصول انگور و انار، رزبانان پیر، انار بُنان و رزبُنان را به دست بی شفقت باد خزانی می سپردند و به خانه های گرم و پر شور خود باز می گشتند. گوسفند داران یا به لهجه ی علی آبادی « جلّابان» گوسفندان خود را برای تغذیه از برگ های خزانی به باغ ها می بردند. از آنسوی، فصل خزان، موسم برداشت چغندر قند نیز هست. این گوسفند داران روش جالبی را برای پخت چغندر و آماده سازی خوراکی خوشمزه به کار می بردند.
      پسین که می شد، پیش از بازگشت به خانه، مقدار زیادی چوب را بر روی هم می چیدند. سپس گرداگرد این چوب ها را کلوخ هایی بر روی هم می چیدند تا در پایان استوانه ای به ارتفاع نیم متر تا 75 سانتی متر درست شود. سپس چوب ها را آتش می زدند و منتظر می شدند تا آتش خرگ بیفتد. پس از خرگ افتیدن چنان دمای استوانه ی کلوخی بالا می رفت که کلوخ ها سرخ رنگ می شد.چغندرها را بر روی خرگ ها می انداختند و استوانه کلوخی سرخ شده را بر روی چغندرها فرو می ریختند و کلوخ های گداخته را با چوب می کوبیدند تا له شود و به خانه می رفتند. در تمام طول شب، به کمک گرمای خرگ ها وکلوخ های گداخته، نرم نرمک چغندرها تا صبح فردا می پخت و گوسفند داران، فردا صبح که با گوسفندان خود به باغ باز می گشتند، چغندر پخته، صبحانه ای خوشمزه و پر انرژی برای خوردن داشتند.


منبع: پرسش شفاهی از پدرم حاج غلام هاشمی، هشتاد و یک ساله

 

برخی اصطلاحات و واژه های لهجه علی آبادی


🍁پِچ = لِه، خُرد
🍁تیف = پخش

🍁اوسُ = اونوقت

🍁اوسِي = اونوقتي

🍁اوساكُ: قديم ها، آن سالها

🍁کَنگه= شاخه

🍁 چَنگ و چیلِه  = سرشاخه نازك و خشك

🍁کِلِنگ = دست و پا

🍁دِلَنگُوز= آویزون

🍁او سَر= اونطرف

🍁از دُولِه = دوباره


🍁بُجُم ( مختصر بجنب) = عجله کن . زود باش

🍁ترشباله = صافی، آبكش

🍁هَسُم= كفگیر

🍁کَروندَن = خراشیدن

🍁تَه کَرون = ته دیگ

🍁هیشتَم = گذاشتم

🍁جُنبُلی = دوقلو
🍁دو قَلَنگی:دو قلو ( بیشتر مغز دو قلوی میوه ها و جانوران دو قلو)

🍁گاسم = شاید

🍁دومن = پایین

🍁 بیجیشک= گنجشک

🍁کُماجدون یا کُماژدون = قابلمه (که معمولا سیاه رنگ و دود زده بودند)

🍁تومون  = زیرشلواری

🍁خَرگَك= چغاله  (زردآلو و بادام نیم رس)

🍁 در بچه= پنجره

🍁بِلُّ= بگذار.

🍁کُل = (ضمه ک) = نصف
کل کردن = نصف کردن

🍁کَلِه = قسمتی از دیوار و یا حصار که بر اثر تخریب باز شده و امکان عبور از آن قسمت وجود داشته باشد.

🍁هَل  = هدر
🍁هَل رفتن = هدر رفتن

🍁شی = سرازیر، جاري

🍁تِنگیدَن= پریدن
بِتِنگ = بپر

🍁قُر = برآمدگی

🍁مَلَّ  = شنا . آب تنی

🍁پِل پِل کردن = جان كندن و دست و پا زدن
🍁مِلِّ مِلِّ  = دست دست کردن معطل کردن . این پا و اون پا کردن

🍁چُم نَم= چه میدونم

🍁اُرسی = کفش

🍁کَفشَک = دمپایی

🍁وادار = بایست . وایسا

َ🍁تَشِ برق = رعد و برق . صاعقه

🍁اونگُ = مثل . مانند

🍁جِنگِه = گاو نر . گاو نر و جوان

🍁دو بُر= بز نر

🍁شیشَک = بره نر بزرگ

🍁قُلپیدن  = فرو رفتگی و یا برآمدگی

برخی واژه ها دو معنی مخالف و متضاد دارن

🍁قلپید تو = فرو رفتگی

🍁قلپید در (بیرون) = برآمدگی

🍁اِشکِلِه = پوست گرفتن گردو و بادام تازه (پوست سبز رنگ)

🍁تاچِّه = گونی بزرگ ، جادار و محکم را گویند که از نخ ضخیم و محکم بافته شده است

🍁تین = تون؛ جایی که مشعل حمامهای عمومی قدیمی قرار میگرفت جهت گرم نمودن آب خزينه

🍁کولون = اهرم قفل دربهای چوبی قدیمی را میگفتند که از یک چوب نسبتا ضخیم درست میشد و از بین دو دستگیره درب  رد میشد تا امکان باز شدن وجود نداشته باشد.
از این دربها معمولا برای قلعه های بزرگ و یا ورودی خانه ها استفاده میشد.

🍁دارْك= چوب بلند در اندازه های مختلف جهت ریختن (تکاندن) گردو از بالای درخت
اندازه این چوب معمولا بین 3  تا 6 متر میباشد و اغلب از چوب درخت اَهْر،صنوبر و سپیدار استفاده میشود.

🍁بوسّون = بگیر

🍁اَلَک = غربال

🍁جوقَن = هاون بزرگ را می گفتند که از سنگ درست شده بود.

صُبِ گا و گوسفندان و چَرا

یکی از تصاویر ماندگار دوران کودکی من تصویر و صدای رفتن گله ی گوسفندان علی آباد به کوه بود.

صبح های خیلی زود، دم دمای طلوع خورشید که میشد من که خواب و بیدار توی رختخوابم دراز کشیده بودم و دلشوره  رفتن به مدرسه های دهه شصت و هفتاد وجودم رو بی قرار کرده بود؛ برای چند دقیقه ای صدای رُپ رُپ پای میش ها و بزها و صدای زنگوله شون من رو از اون عوالم جدا میکرد و صدای های و داد علی میرزا دادوند، چوپان خستگی ناپذیر علی آباد و چکاچاک گاه و بیگاه شاخ های دو گوسفند، تصاویر و صداهای ماندگار دوران کودکی من رو می ساخت. 

صبح خیلی زود از هر چند کوچه گوسفندها بیرون میومدن و به هم میپیوستن و کم کم گله تشکیل میشد و 

 اَذون کل ممد (اذان مغرب) گله علی آباد از کوه بر میگشت و گوسفندها از خیابون اصلی علی آباد سرازیر میشدن و به ترتیبی که صبح جمع شده بودن هر چنتا گوسفند سر هر کوچه از گله جدا میشد و به خونه صاحباشون میرفتن. این تصویر خیلی قشنگ بود. یه دُبُر و دو تا بز یهو راهشون کج میکردن توی یه کوچه و از اون طرف یه قوچ و دو تا میش و سه تا بره هم از گله جدا میشدن و میرفتن توی یه کوچه دیگه.

صدای گاز دادن موتور سیکلت ها میون گله که میخواستن راه شون رو باز کنن و نور چراغ شون رو کمر نشونه شده گوسفندها با رنگ های آبی و گل خاری ( قرمز) وپسته ای ( سبز)؛ ... زنگوله گوسفندا و شوت و داد و بیدادهای چوپون، پشکل گوسفندا روی خیابون نیمه آسفالت و نیمه خاک دهه شصت علی آباد سال های صفا و سادگی و صمیمیتی بود که از اون خاطراتش باقی مونده.

علی آبادِ اون سالهایه گله عمده داشت که هر روز برای چرا به کوه میرفت و مردمی که تعداد گوسفند کمی داشتن، گوسفنداشون رو برای چرا به این گله میسپردن و به این گله، گله علی میرزایی (چوپان اون علی میرزا دادوند بود) میگفتن. غیر از این گله، گله برادران پور عبدالله ( مش حسن مشهور به حسن خیر نساء و برادرش سید قربون) هم بود که به همون ترتیب گوسفندهای خودشون و مردم رو به کوه میبردن. غیر از این دو گله، گله مش مسلم حسین پور هم به صورت روزانه به کوه میرفت که عمده اون گوسفندها متعلق به خود مش مسلم حسین پور بود. مش مسلم حسین پور فرزند خدا بیامرز حاج علی میرزا حسین پور و برادرز زاده خدا بیامرز حاج محمدرضا

هست که از گله داران عمده و قدیم علی آباد بودن. 

غیر از این چند گله، گله حاج قاسم نصیری و حاج عباس ارشدی هم بود که به صورت روزانه از علی آباد به کوه می رفتن.

 

علاوه بر این گله ها، علی آباد گله داران عمده ای هم داشت که گله هاشونو برای چرا به صورت دایمی در حوالی مراتع و چشمه ها کوهستان و جنگل نگه می داشتن که عمده این گله داران ، از خانواده ناصری ها بودن که از گله داران بزرگ علی آباد و از فرزندان حاج علی میرزا حسین پور بودن.

حاج ناصر ناصری ( پدر آقایان نعمت و آیت ناصری) که گله شون رو حوالی منطقه چاه فَقِّ و سه چاه و اشکفت سیا و اون حوالی نگه میداشتن و هنوز هم همون جا مستقر هستن و حاج حبیب ناصری ( پدر حاج کریم) که گوسفندهاش رو حوالی سَف و بنه زِرب و کوه ها و مراتع میانجی علی آباد و ارسنجون نگه میداشت و آبشخور گوسفنداش چشمه و چاه دره لُوده ای بود.

حاج کریم ناصری و مرحوم علی میرزای قاسُّم (کاویانی ) هم گوسفندهاشون رو توی گله دونی نگه میداشتن. گله دونی ها حوالی پل سنگی و سنگ قرقره (حاشیه جاده علی آباد - ارسنجون ) قرار داشت که هنوز هم این گله دونی ها پابرجاهستند. 

عمدتا قصاب های علی آباد مثل مسلم قصاب و برادرش عیسی احمدی و همین حاج کریم ناصری بودن که گوسفندهاشون رو توی گله دونی نگه میداشتن.

گوسفندا رو پاییز و فصل برگریزان که میشد برای خوردن قَزون ( برگهای خزانی) به باغ ها میبردن و تابستونا و بعد از برداشت محصول گندم به کولور میبردن تا از کاه و علوفه خشک کولور تغذیه کنن. غیر از این دو مورد هوا که رو به سرما و یخبندون میرفت گوسفندا رو برای چرای برگهای درختان کوهی مثل بنه و کهکم و علوفه های خشک کوهی به کوه میبردن.

چند عبارت کنایی علی آبادی


اُو تو روده ی کسی کردنow – tū – rūde – y – kes-ē – kerd-an: آب در روده ی کسی کردن: کنایه است از کسی را تحت فشار قرار دادن و امانش را بریدن برای انجام کاری.

اُسّقون مُل کسی کردن osseqūn – mol – e – kes- ē – kerd-an: استخوان به گردن کسی آویختن. کنایه است از رفتار توهین آمیز با کسی انجام دادن


آسمونو گرفته بالی سریش چار انگشتāsemūn – o- gerefte – bāle – y – sarēš – čār – angošt:آسمان را گرفته بالای سرش چهار انگشت. کنایه است از کسی که در زمینه ی مشکلات زندگی، بزرگنمایی می کند و زندگی را به خود سخت می گیرد

اَفتويي پِدَك كشمش و مَهره

پِدَك: به انگورهایی که روی درخت رُز میمونن و تابش خورشید و وزش باد خشک شون میکنه میگن " پِدَك". پِدَك ها نا مرغوب تر از کشمش و اَفتُوي هستن. گاهی ترکیبی از افتویی-پدک هم برای نامیدن این نوع از انگور خشک شده به کار میبرن.
به انگور های سفید ( عسکری، ریش بابا؛ تفتی؛ صابونی و ...) که به این روش خشک میشه میگن " اَفتويي - پِدَك"  و به انگور سیاه که به صورت طبیعی و بالای درخت انگور خشک میشه؛ " مَهرِه" میگن.
روش های خشک کردن و نگهداری انگور به جز این روش - که خود بخودی و بدون دخالت انسان بوده - روش های " اَفتُو كردن" و " تيزُويي" و " کشمش بستن" بوده و هست.
در روش تیزویی ( تیزآبی) برای خشک شدن سریع تر انگور، به آن مایع تیز آب میزنند و روی پشته باغ یا پشت بام خانه ها پهن میکنن و  کشمش سریع تر به دست می آید.

روش دیگر هم به این صورت هست که دم انگورهای کشمشی رو با نخ میبندن و به میخ هایی که از قبل به هَرَس ها ( تيرك هاي سقف خانه هاي قديمي) كوبيده اند؛ آویزان میکنند تا خشک شود. زمان خشک شدن در این روش، طولانی تر هست؛ اما کشمش های خوشرنگ تر ومرغوب تری نسبت به روش تیزویی به دست می آید.

بهترین نوع انگور برای بستن کشمش، انگور کشمش بُوناتي است. *تصویر اول افتویی - پدک و تصویر دوم مَهره است.

براي دیدن تصاویر به این صفحه بروید:

https://www.instagram.com/p/BbTtaiLhwRWY7707DaevUlu4Lz76zxl3LAQ4eY0/