در گذشته و پیش از همه گیر شدن مدرنیته، مردمان علی آباد -  به تبع مردمان ایران - برای اندازه گیری وزن، مساحت و مسافت، واحدهای سنجش خاص خود را داشته اند که با واحدهای امروزی همچون: گرم و کیلوگرم و متر و کیلومتر و ... تفاوت داشته است.

   واحدهایی همچون «من»man، «چارک»čārak، نِمِّه nemme برای سنجش وزن و واحدهایی چون: فرسخfarsax، گزgaz، قفیزqafēz و ... برای اندازه گیری مساحت و مسافت به کار گرفته می شد. در جدول های زیر، واحدهای یاد شده به تفکیک و شرح جزییات می آید.

    واحدهای اندازه گیری  وزن:

ردیف

عنوان واحد

برابر

1

من man

سنگ شهر:سه کیلو ونیم/سنگ گولّه: چهار کیلو

2

نیم من nēm - man

نصف یک من

3

یه چارک ye - čārak

یک چهارم من

4

یه وقِّه ye - vaqqe

نصف چارک؛ یک هشتم من

5

نیم وقِّه nēm - vaqqe

نصف یه وقّه؛ یک شانزدهم من

6

نِمِّه nemme

نصف نیم وقِّه؛ یک سی و دوم من

7

سه نِمزارse - nemzār

نصف نمّه؛ یک شصت و چهارم من

  

واحد اندازه گیری طول در پارچه و طناب و مسافت های کوچکتر[1]:

ردیف

عنوان واحد

برابر

1

گَز gaz

یکصد و پنج سانتی متر

2

نیم گز nēm – gaz

نصف یک گز

 واحدهای اندازه گیری مساحت باغ:

ردیف

عنوان واحد

برابر

1

قفیزqafēz

هشتصد و پنجاه متر مربع

2

نیم قفیزnēm - qafēz

نصف یک قفیز:یک دوم قفیز: چهارصد و بیست و پنج متر مربع

3

یه چارک ye – čārak

نصف نیم قفیز: یک چهارم قفیز: دویست و دوازده و نیم متر مربع

4

یه وقِّه ye - vaqqe

نصف چارک:یک هشتم قفیز: صد و شش متر مربع

5

نیم وقِّه nēm - vaqqe

نصف یه وقّه: یک شانزدهم قفیز: پنجاه و سه متر مربع

6

ِنمِّه nemme

نصف نیم وقه:یک سی و دوم قفیز: بیست و شش و نیم متر مربع

7

سه نمزار se - nemzār

نصف نِمِّه: یک شصت و چهارم قفیز: 13 متر مربع

 وسیله ی اندازه گیری نیز نوعی ترازو به نام «قپون» qapun بوده است.

3- واحد اندازه گیری مساحت زمین های رعیتی(کشاورزی):

در گذشته، بجای اصطلاح کشاورزی، اصطلاح «رعیتی» را به کار می بردند؛ چون همه ی کشاورزان «رعیتِ» بزرگ مالکان و خرده مالکان محلی بودند و مالکیت زمین از آن آنان نبود. به هر قطعه زمین کشاورزی، « یه گو»[2]  ye – gow می گفتند و بعد از اصلاحات ارضی در دهه ی چهل خورشیدی، یه گو رعیتی برابر با سه هکتار و نیم زمین می شود. علی آباد کمین از هشتاد گو رعیتی تشکیل شده است؛ یعنی هشتاد قطعه زمین سه هکتار و نیمی که برابر است با دویست و هشتاد هکتار و هر کشاورز بر روی یه گو رعیتی کار می کند.

   4- واحد های متفاوت تری نیز همچون: خرمن[3]، بافه[4] و ...برای محاسبه وجود داشت که  بیشتر حدسی و دیداری بود. مثلا برای غلات و حبوبات برداشت شده از این واحدهای اندازه گیری استفاده می شد:

4-1- بافه: bāfeیک دسته بوته ی غلات یا حبوبات را که به کمک داس بریده و برداشتکرده باشند، بافه می گویند.

 یک بافه گندم: کوهپایه های سبلان، شهرستان مشکین شهر، اردبیل

-2- پِرper: دسته های گندم، یا همان بافه های بریده شده ی غلات و حبوبات را که پس از برداشت، به صورت دایره ای بر روی هم می انباشتند، «پر» می گفتند. شیوه ی قرار دادن دسته ها به صورت دایره ای بود که خوشه های محصول را در مرکز دایره می گذاشتند و ساقه و دم محصول در خارج و گرداگرد مرکز این دایره قرار می گرفت. بافه ها را تا زمانی بر روی هم می گذاشتند تا دایره ای به شعاع دو متر و ارتفاع یک و نیم متر تشکیل شود. پِر را در ظرف ویژه ای به نام «رُ» [5]roمی ریختند و چنان « پر» را در « رُ » لگد می کردند تا جای بیشتری بگیرد. رُ چنان سنگین و بزرگ می شد که برای گذاشتن آن بر پشت خر و انتقال آن به خرمن، می بایست چهار مرد، چهار گوشه ی آن را بگیرند و آن را بر پشت خر بگذارند.

4-3- خرمنxarman  : پر را با رُ می بردند و در محلی بر روی هم انباشته می کردند. به  پِر های انباشته شده بر روی هم، خرمن می گفتند.

5- واحدهای پراکنده:

5-1- قوده[6]: واحد شمارش نان؛ هر قوده برابر با پنج قرص نان محلی بود.

 



[1] واحد اندازه گیری مسافت میان شهرها و آبادی ها «فرسخ» farsax بوده است که برابر با شش و نیم کیلومتر است.

[2] یک گاو رعیتی.

[3] xarman

[4] bāfe

[5] رُ ظرفی از جنس پنبه بود که برای حمل بار از آن استفاده می شد. رُ به شکل مثلثی بود که محل اتصال دو ضلع را در قسمت بالا نداشته باشد. یعنی رُ ظرفی سر باز بود و همانند گونی، نمی شد سر آن را گره زد. البته ظرف های دیگری نیز برای حمل و نقل وجود داشت؛ همانند «هَمّونه hammune» که پوست گوسفند را به صورت گردن گُلی می کندند و به کمک آهک، موی پوست را جدا می کردند و ویژه ی حمل بارهای کوچک تر بود و یا «تاچِّهtacce»که ظرفی از جنس پنبه و بافتنی بود؛ به پهنای یک و نیم متر و سه برابر گونی های امروزی که به تقریب، صد و بیست کیلوگرم گندم در آن، جا می گرفت.

[6] Qowde