شب چله شاد باد!
قدیمها شبای پاییز و زمستون که سرد بود و سوم سیاه[1] میومد یه اتاق کاهگلی بود و یه اجاق. مردا و پسرای خونه میرفتن جنگل و کوههای اطراف، هیزم میاوردن برای سر سیاه زمستون. تا سقف خونه رو پر میکردن از کنده ی بنه[2] و باریشن[3] و کهکم[4].
مادرها هم اجاق رو روشن میکردن و غذایی میپختن و چنتا کنده ی کلفت مینداختن توی اجاق؛ تا برای شب، خرگ[5] بیفته. شب، خرگ ها رو میکشیدن نزدیک و دم اجاق تا گرمای بیشتری بده. پتوی گرم رو هم میکشیدن سرشون تا صبح میخوابیدن. بیرون هم ننه سرما بود که لباس عروس به در و دیوار و کوه و دشت می پوشوند.
[1] Sūm – e - sēyāسرمای بسیار شدید
[2] Baneدرختی بومی سرتاسر زاگرس پیر؛ پسته ی وحشی که در جنگل و کوهساران اطراف می روید
[3] Bārēšanدرخت الوک، بادام کوهی
[4] Kahkom
[5] Xorgزغال گداخته
علی آباد کمین، آبادی ای است از قصبات شهرستان پاسارگاد در دامنه ی زاگرس جنوبی؛ با آب و هوایی سرد در زمستان ها و نیمه گرم در تابستان در استانی که قدیما آن را پارس می گفتند و امروزی ها «فارس» می گویند.با کوچه باغ هایی به وسعت رویا و مردمانی خونگرم .