تو ای روزای گرم تُوُسّون  که آدم هَلّا هلَاش در میاد؛ بد نیست نگاهی به گذشته انگوون بکنیم و ببینیم در غیاب فریزر و یخچال، نیاکان مون چطور یخ و آب تگری شون رو تامین میکردن. 
با بارش اولین برف زِمِسّونی، یخ فروش های انگوون دست به کار میشدن و خودشونو به قله ی برفدون می رسوندن. چاهک هایی تو زمین میکندن و گاهی هم حفره های طبیعی کوه رو ا برف گوف میکردن و لایه لایه می کوفتن تا خوب فشرده بشه. بعد رو چاهک ها را با اشبار و خار و خشال ‌و بُتّه می پوشوندند. این چاهک های پر از برف فشرده، سرتاسر زمسّون می موند و برف ری برف میمُ و زیر کوهی ا برف پَنهون می شد. 
 فصل گرمو که میشد یخ فروش ها، نصف شو که هوا خنیک تر بی،  یه تیکه ی نمد ور می داشتن و تا اذون سحر خودیشونو میرسوندن برف دون  و خود ارّه قالب های یخو تو چاهک ها می بریدند و تو نمد می پیچیدند و چپری و تا افتو ری زمین پهن نشده ی خودیشونو میرسونن تو قلعه.
ای یکی اَ شیوه های بهره مندی ملت انگوون ا اُو خنیک  بی.
یه روش دیه ش ایجوری بیده که خمره و کوزه های اُو  تو الیافی خیس می پیچیدند و تو دالون یا سُوُط  نگهداری می کردن و باد خنیک پسین و شو و نصف شو اَ یه طرف و کوواره ی بیدن ظروف نگهداری اُو ا طرف دیه، باعث میشد اُو خنیک بومونه.
یه فرقه ی دیه که ملت انگوون میزدن تا اُو خنیک شون تامین کنن؛ نگهداری اُو تو مشک و مشکوله  و دولک  بیده. مشکِ پرِ اُو یه گوشه ی نِسَّه   اوشه  ری ریگ های خیس میذاشتن تا جریان هوا در ریگ های خیس، اُو خنیک نگه داره. مشکوله و دولک رو هم زیر سایه های خنیک دِلَنگُوز می کردن تُ اُو خنیک بومونه