غربت ها
بهار که میشد سر و کله غربت ها هم پیدا میشد. مردمی زحمت کش که هویت راز آلودی داشتن. همیشه برای من سوال بود که این ها از کجا میان و یهو که ناپدید میشن به کجا میرن.زادگاه شون کجاست و خیلی سوال های دیگه... . القصه! بهار که می رسید غربت ها هم میومدن و حاشیه ی آبادی خیمه و چادری بر پا میکردن. زندگی شون خیلی ساده و ابتدایی بود. یه سیاه چادر بود که داخلش دیگ غذا و ظرف و ظروفات بود و یه گوشه ش جَوَندي که رختخوابشون داخلش بود و ابزار و یراق دست سازشون یه گوشه ی دیگه. اجاق و آتیش شون هم بیشتر اوقات برپا بود و چایی شون همیشه به راه. خوشبختی؛ قناعت و رضایت از زندگی رو بین زن و مردهای غربت کامل میشد حس کرد. کار اصلی غربت ها چَلَنگَري ( آهنگری) و ساخت ابزار و یراق دم دستی و ساده بود. سه پایه و انبر و نون گردون و تیشه و تُوِه ي نون پزی و قند چین و میخ طویله و ... میساختن و روزها خونه به خونه و کوچه به کوچه میرفتن و محصولات شون رو میفروختن. اواخر توی معاملات شون پول میگرفتن و گویا قدیم ها که تجارت پایاپای رواج بیشتری داشته، مقابل اجناس شون شیره انگور و کشمش و گندم و ... هم قبول میکردن. به گفته پدرم، حاج غلام هاشمی، دوره قدیم که مردم تو قلعه زندگی میکردن غربت ها و مخصوصا زن هاشون به شغل حجامت هم اشتغال داشتن و بسیار حرفه ای هم این کار رو انجام میدادن. همچنین قدیم خرید و فروش خر و شناسایی سالم و ناسالم بودن و قیمت گذاری و ... این حیوان هم کار غربت ها بوده و خر در زندگی مردم قدیم در حکم بنز تک امروزی بوده. از ویژگیهای مهم غربت ها که برای من جالب به نظر می رسید؛ یکی مناعت طبع و نون خوردن از بازوی خودشون بود و یکی دیگه سهم زیاد زن هاشون در زمینه نان آوری خانواده.
تا یک دهه پیش هنوز هم سنت اومدن غربت ها و چادر زدن شون بر پا بود و آخرین خانواده غربت که یادمه میومدن، عبدالحسین غربت و همسرش شا بی بی(زن و شوهر در تصویر) بود. این سالها دیگه همراه بهار کسی چشم انتظار اومدن عبدالحسین غربت و شاه بی بی و نون گردون و سه پایه و میخ طویله دست سازشون نیست.
https://www.instagram.com/p/BdGXT-YhqMjO6EXW7VTo3_zZNl5F0k2wVpXOCA0/
علی آباد کمین، آبادی ای است از قصبات شهرستان پاسارگاد در دامنه ی زاگرس جنوبی؛ با آب و هوایی سرد در زمستان ها و نیمه گرم در تابستان در استانی که قدیما آن را پارس می گفتند و امروزی ها «فارس» می گویند.با کوچه باغ هایی به وسعت رویا و مردمانی خونگرم .