سلام!

این پست، درباره ی یکی از جانداران در حال انقراض علی آباد به نام « چوله » هست.

قديم ترها، در باغ را که باز ميکردي، تيغ هاي بلند و سياه و سفيدش کف کرزه ي[1] باغ ريخته بود. گاهي هم خوش شانس بودي و او را تک و تنها يا در گله ای سه – چارتايی مي ديدي که در هراس از تو به گوشه اي مي گريزند.  چوله[2] را می گويم. يادتان که هست؟

عرصه ي زيست چوله علاوه بر باغستان هاي علي آباد، به کوهستان هاي اطراف هم مي رسد؛ که امروزه در اثر شکار بي رويه، نسل اين جاندار بي آزار رو به انقراض است؛ به گونه اي که شمار اين جاندار در باغستان هاي علي آباد  - که روزگاري به فراواني يافت مي شد – امروزه تقريبا به هيچ رسيده است و زيستگاه آن محدود به کوهستان هاي اطراف شده است.

خوراک و تغذيه ي اين جاندار از ميوه هاي تازه و همچنين پيازچه و ريشه هاي درختان ( بيشتر در فصل زمستان و کمبود غذا ) است و نقش مهمي در چرخه ي زيست محيطي  بازي مي کند: « رفتار تغذيه اي چوله به پراکنش بذر و دانه ي گياهان کمک مي کند. چوله غذاي پلنگ است که به سختي و با هوشمندي ، اين حيوان پوشيده از خار را شکار مي کند». [3]

تصویری از تیغ یا سیخ چوله

برخي همشهريان نا آگاه – با بي مبالاتي – دست از سر اين جاندار بينوا برنداشته و پس از انقراض نسلش در باغستان، کوه ها و دره ها را مي پيمايند تا در کمرکش کوهي يا نهانگاه غاري اثري از او بيابند و نسلش را از روي زمين بردارند؛ فقط از روي تفريح و خوشگذراني!

واقعيت امروز اين است که در اثر شکار بي رويه و تجاوزهاي گسترده به زيستگاه اين جاندار، اولا زيستگاه اين جاندار بسيار نا امن و محدود شده است و ثانيا با ادامه ي اين رويه، نسل اين جاندار نيز از بين خواهد رفت؛ همچون آهو، بز، قوچ و ميش کوهي؛ کل و پازن؛ خرس؛ پلنگ و ... - که به اقرار پيران علي آباد – تا چند دهه پيش گله گله در دشت و دامنه هاي اطراف خوش مي خراميدند و امروز نه از آنها نامي هست و نه نشاني.

شناخت علمي چوله:

چوله[4] يا « تشي » يا « گربه تيغي »؛ با نام علمي رودنتيا  از گروه پستانداران، راسته ي جوندگان  است؛ که با نام هاي محلي چوله، « سيخور »، « کرپي » و « کول تيغتيغه » نيز شناخته مي شود.

چوله را نبايد با خار پشت که از خانواده ی ديگري است اشتباه گرفت. چوله بزرگ‌ترين جونده ايران است. خارهاي بلند روي بدنش او را از ساير پستانداران متمايز مي‌کند. خارهاي ناحيه گردن و شانه نازک و بلند است.موقعي که آن‌ها را سيخ مي‌کند به شکل بادبزن در مي‌آيند و حيوان بزرگ‌تر به نظر مي‌رسد. خارهاي قسمت پشت کوتاه‌تر و کمي کلفت‌تر با نوارهاي سياه و زرد و خارهاي ناحيه دم کوتاه و سفيدند.

اندازه‌:

طول سر و تنه ۷۰ تا ۹۰ سانتي‌متر، دم ۸ تا ۱۰ سانتي‌متر، طول خار ۱۸ تا ۳۵ سانتي‌متر، وزن ۱۱ تا ۲۵ کيلوگرم

تصویری دلخراش از شکار چوله

زيستگاه:

در بيشتر زيستگاه‌ها اعم از جنگلي، کوهستاني، استپي و بياباني زندگي مي‌کند. گاهي نيز در پيرامون باغ‌ها و زمين‌هاي کشاورزي ساکن مي‌شود.

پراکندگي:

قاره آسيا. در بيشتر مناطق ايران به استثناي آذربايجان غربي.

عادات:

شبگرد است. به صورت انفرادي زندگي مي‌کند؛ ولي گاهي با يک گروه فاميلي کوچک در يک لانه ساکن مي‌شوند. بر خلاف آنچه که شايع است چوله نمي‌تواند خارهاي خود را پرت کند. در موقع احساس خطر براي بزرگ جلوه دادن خود خارها را سيخ مي‌کند و خود را از پشت و يا بغل به حيوان مهاجم مي‌کوبد.

غذا:

از تمام قسمت‌هاي گياهان تغذيه مي‌کند. براي خوردن پياز و ريشه گياهان زمين را حفر مي‌کند.

توليد مثل:

در سال يک بار توليد مثل مي‌کند. دوره آبستني حدود۱۱۲ روز است و ۱ تا ۴ بچه مي‌زايد. بچه‌ها د رموقع تولد داراي مو و چشم‌هاي باز هستند. تا دو ماهگي وابسته به مادرند. در يک سالگي بالغ مي‌شوند. طول عمر چوله حدود ۱۵ سال است.

در فرهنگ‌هاي فارسي اين نام‌ها نيز براي چوله به‌کار رفته‌است:تشي، اتشي، بيهن، پـَهمَزَک جکاشه، چَکاسه، خارانداز، رُکاسه، رکاشه، ريکاسه، ريگاشه، زُکاسه، زکاشه، سُکاسته، سکاسه، سکاشه، سکاشته، کاسُج، کاسجوک، کوله. از يزد تا جنوب ايران به آن سيخور مي گويند.

واژه‌هاي کاس و کاش که در زبان‌هاي ايراني به معناي خوک است در ترکيب بخشي از نام‌هاي بالا ديده مي‌شود. نام اين جانور در و تلفظ‌هاي مشابه در ديگر زبان‌هاي اروپايي نيز به معني «خوک تيغي» است.

چوله هنگام احساس خطر صداي خرخر مانندي توليد مي کند وخارها را برافراشته کرده و با ماليدن آنها به يکديگر صداي خش خش توليد مي کند. اگر جانوري به طرف چوله بيايد با خارهاي برافراشته به سوي آن حمله مي کند. برخلاف باور برخي افراد که چوله خارهاي خود را پرتاب ميکند، نمي تواند خار را به سوي دشمن پرتاب کند.

چوله در هنگام احساس خطر، سیخ هایش را برافراشته می کند.

همان طور که گفته شد، تشي از گياهان تغذيه مي کند و به صيفي جات علاقه زيادي دارد.

پستاندار استخوان خوار

تشي با خوردن استخوان ها و شاخ هايي که پيدا مي کند، مواد معدني مورد نياز خود، از جمله کلسيم را از آن ها مي گيرد. اين مواد معدني براي رشد خارهاي تشي بسيار لازم است.

جونده ي ترسو

تشي جونده ي بسيار محتاطي است که فقط بعد از تاريکي کامل هوا از لانه اش بيرون مي آيد و به تنهايي زندگي مي کند. معمولا" در سوراخ هاي وسيع و عميق ، شکاف سنگ ها، غارها و خرابه ها، چاه ها و قنات هاي متروک لانه مي سازد. در طول روز ، در اين لانه ها - که ورودي هاي متعدد و بسيار وسيعي دارد-  باقي مي ماند و استراحت مي کند. امکان دارد در مناطق مسطح ، براي ايجاد لانه حتي تونلي در زير زمين ايجاد کند. معمولا" جلو در لانه ي آن ها مي توان تعداد زيادي از خارهايشان را پيدا کرد که در هنگام ورود به لانه ، در اثر برخورد با ديواره ها کنده شده اند.

در برخي مناطق ، گوشت چوله را مي خورند. رفتار تغذيه اي چوله به پراکنش بذر و دانه ي گياهان کمک مي کند. چوله غذاي پلنگ است که به سختي و با هوشمندي ، اين حيوان پوشيده از خار را شکار مي کند.

تصویر دلخراشی دیگر از شکار چوله

منبع: ويکيپديا و مجله اطلاعات علمي شماره 368 و مجله حيات وحش ايران[5]

اینم قابل توجه همشهریان بی مسئولیت ما:

http://www.iew.ir/1392/11/11/21490




[1] Korzeکرت باغستان رز

[2] čūle

[3] http://hodk.blogfa.com/9102.aspx

 

[4] čūle

[5] http://hodk.blogfa.com/9102.aspx