برف و شیره
چنانکه از نامش پیداست، ترکیبی است از برف و شیره؛ شیره ی انگور. همان میوه ای که بخشی جدایی ناپذیر از هویت فرهنگی و مردم شناسی علی آباد است. نمی توان نامش را « خوراک » گذاشت؛ چرا که به قصد سیر شدن نمی خورند؛ همانگونه که نمی توان آن را نوشیدنی یا دسر زمستانه خواند؛ چرا که نوشیدنی زمستانه می بایست گرم و داغ باشد؛ هات چاکلت[1] باشد و نسکافه ی داغ به سبک امروزی ها؛ یا چای قند پهلو باشد؛ به سیاق دیروزی ها.
باری! برف که می بارید، قدیم ترها خوردن برف و شیره بسیار دلچسب بود. امروز هم – بیش و کم – پیدا می شوند خانواده هایی که هنوز هم بعد از بارش برف، خوردن برف و شیره را بهانه کنند؛ تا دمی از عمر را با عزیزانشان خوش باشند.
عکس های زیر مربوط است به بارش سنگین اخیر؛ پیشکش به تمامی علی آبادی های حاضر و دور از ولایت و همه ی هم میهنان عزیز تر از جان!
پیش از اون، دعوتتون می کنم به قطعه شعری از یکی از پیشاهنگان سخن پارسی، آغاجی بخارایی ( سده 4 هجری خورشیدی ) ، که دانه های سپید برف رو که از آسمون فرو میریزه، به زیبایی تشبیه کرده به کبوتران سپیدی که از ترس پرنده ی شکاری باز، به این سوی و آنسوی می گریزند:
به هوا در نگر که لشکر برف
چون کند اندر او همی پرواز
راست همچون کبوتران سپید
راه گم کردگان ز هیبت باز
علی آباد کمین، آبادی ای است از قصبات شهرستان پاسارگاد در دامنه ی زاگرس جنوبی؛ با آب و هوایی سرد در زمستان ها و نیمه گرم در تابستان در استانی که قدیما آن را پارس می گفتند و امروزی ها «فارس» می گویند.با کوچه باغ هایی به وسعت رویا و مردمانی خونگرم .