بخز در لاکت ای حیوان که سرد است...
از گرمای این سوی پنجره تا سرمای آنسوی، فاصلهی یک شب یخبندان زمستانی است. میهمان کنیم به تکه نانی خشک یا ته مانده غذایی، چرنده و پرنده ای را که به امید من و توست.
بخز در لاکت ای حیوان که سرما
نهانی دستش اندر دست مرگ است
مبادا پوزه ات بیرون بماند
که بیرون، برف و باران و تگرگ است
چه در جنگل؛ چه در صحرا؛ چه در شهر
ز بس باران و برف و باد و کولاک
زمان را با زمین گویی نبرد است
مبادا پوزه ات بیرون بماند
بخز در لاکت ای حیوان که سرد است
اخوان ثالث
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 22:48 توسط حجت هاشمی
|
علی آباد کمین، آبادی ای است از قصبات شهرستان پاسارگاد در دامنه ی زاگرس جنوبی؛ با آب و هوایی سرد در زمستان ها و نیمه گرم در تابستان در استانی که قدیما آن را پارس می گفتند و امروزی ها «فارس» می گویند.با کوچه باغ هایی به وسعت رویا و مردمانی خونگرم .